تبليغاتX
بازسازی

Image and video hosting by TinyPic

 

فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
تماس با ما

موضوعات

لینک دوستان
 آشوری -داریوش
ابو حنانه-فرزان اسدی
انگیزه داران-یدالله عبداللهی
افروغ-عماد
ایپنا-خبرگزاری ورزشی ایران
بوشهر تایم-دکتر حیدری
دادفر-محمد
جامعه مترقی-رضا دهقانی
موذنی-حمید
مهاجرانی -سید عطاءالله
مرادی -قاسم
ناقد-خسرو
نگاهی به وسعت کویر
واعظی-سجاد
لغت نامه
موذنی-طالب
سیب سیاه-اذرلی
پیام وصل
یاس سفید
دريچه هاي رو به حيات - فرح شیرازی
اقایی-
پابرهنه در کویر
نسیم جنوب
تبسم قلم-عباسی
ترس اگاهی-علی رضا بیگی


نویسندگان

سعيد قائدي


مطالب سايت
  ستم نخواهد ماند
*یا رفیق*    چند روز پیش به دعوت صاحب دلی به خارج از شهر رفتیم زمزمه های حافظش قرارم ربود هر چند قراری نداشتم. و زمزمه اش:                                            
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند       چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظر یار خاکسار شدم       رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پرده دار به شمشیر می‌زند همه را       کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است       چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود       که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند
غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه       که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
توانگرا دل درویش خود به دست آور       که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر       که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ       که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
   
 
        موضوع:     نويسنده: سعبد قائدی  

  دموکراسی یا پیشرفت؟

هو الرفیق

مقدمتا

این نکته را متذکر می شوم که نوشته حاضر به هیچ وجه نگاه جناحی به وقایع ندارد به نظر نگارنده نگاهی ست واقعی به وضع موجود که در به وجود امدن ان هیچ کس را نمی توان مقصر دانست.وضع موجود ما میراث گذشتگان ماست.عمل کرد امروز ما میراث ما برای ایندگان است! زمان زیادی به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران باقی نمانده است. رویداد بزرگ مشارکت مردم در اداره امورسیاسی کلان کشور در همه کشور هائی که توسط مردمان آگاه و فرهیخته تشکیل شده است اعم از کرسی های مجلس و ریاست جمهوری از مهمترین،اساسی ترین و برای حفظ وبسط دموکراسی، حیاتی ترین واقعه آن کشور هاست.روند کاندید شدن افراد از میان مردم همان کشور ها عبور می کند و سعی همه در نامزد شدن نخبگان،فرهیختگان،وخبرگان اداره امور ومملکت داری ست.تقریبا در همه مدل های دموکراسی، احزاب کار شناسائی افراد واجد شرایط را سهل وآسان می کنند.کاندیداها نمی توانند مردم را غافلگیر کنند زیرا اس واساس برنامه ها وشعار های انتخاباتی از قبل بر سردر هر حزب نقش بسته است.اختلاف نظرات میان کاند یدهای یک حزب، معتنابه نیست (بدون جایگاه حزبی). مثلا بر خلاف باور عمومیت یافته "تفاوت اوباما با سایر اعضای حزب دموکرات درامریکا"وی کاملا با سیاست های پیشینیان هماهنگ ا ست .اگر قرار است تغییری رخ دهد این تغییررا باید در موضع حزب دموکرات جستجو ومورد تحلیل قرار داد نه در رنگ پوست ،تبار افریقایی ،دین اجدادی ویا سایر خصوصیات فردی رئیس جمهوری امریکا . درغیر صورت، یعنی وجود هرج ومرج در بزرگترین واحد سیاسی با شعار آزادی وعقلانیت در جهان معاصر،یعنی بحران مدیریت وسیاست در امریکا که صد البته از هر سونامی اقتصادی بد تراست. واما انتخابات ریاست جمهوری درایران مانند بسیاری از رویداد های معمول تا اخرین لحظه هیچ قطعیتی را به همراه ندارد .از میان محافظه کارن واصلاح طلبان هنوز حزبی که بشود به ان شخصیت حزبی داد بر نخاسته است.جبهه بندی ها عموما بسته به موقعیت ها به سرعت در حال تغییر است .بسیار کسان ،چون اقبال عمومی را درمیان مردم اصلاح طلبی یافته اند ،بر طبل آن کوبیده اند؛ پس ازکسب رای و انتخاب شدن بنا به مصالح کاملا شخصی به اردوی مخالف پیوسته اند و بالعکس.با توجه به سیطره بیشتر محافظه کاران بر ارکان قدرت در کشور زمانی که دولت اصلاحات به افول گرایید ابتدا بسیاری از اصلاح طلبان در بدنه دولت سعی خود را در جلب نظر دولت نهم در حفظ وبقایشان گماردند و پس از نا امیدی دم بر نیاوردند که مبادا ازاین بدتر شود و مثل معروف این ستون تا ان ستون را فرجی ست. با این وصف سخن من با ان دسته از وطن دوستان و خالصان از جبهه اصلاحات است که سال ها در راه ایده اصلاح در امور کشور و دغدغه استیلای مردم ، درراه شکوه وسر بلندی کشور هر سختی و نا ملایمت را بر خود گوارا کرده اند . می پرسم با کدام چشم انداز به راه افتاده اید ؟. کدام جامعه ایده ال شماست ؟.تا کنون از خود پرسیده اید در کشوری که عموم مردم با یک شایعه یک شبه همه از خانه بیرون می آیند و عکس خیالی خودشان را در ماه می بیند و باور می کنند ،می خواهید به کجا بروید؟آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید در جامعه ای که یک شیاد و کلاه بردار(علی اکبری) تقریبا همه اقشار مردم از بی سواد تا دکتر و قهرمان ملی ورئیس مجلس را فریب می دهد، می خواهید به کجا بروید؟آیا بهتر نیست کماکان یکی از همین جنس بر مقدرات قوم حاکم شود؟ من به آقای خاتمی می گویم :شمادر این اشفته بازار چه کاری می توانید بکنید جزبرانگیختن بسیاری از مخالفان تان در حرام کردن نیرو وتوان کشور در مخالفت های خصمانه.

تجربه کره جنوبی وکشور های مشابه نشان می دهد ،اگر به جای دنبال کردن مطالبات سیاسی و دغدغه های دموکراسی، اهتمام اول نیروهای فعال کشور بهبود معضلات ریشه دار عدم بستر مناسب در پذیرش جامعه مدرن ،رشد وتوسعه اقتصادی،حقوقی ،واموزشی فرهنگی (هر چند بخش فرهنگ اکنون تحت شعاع سیاست قرار دارد)و یافتن کمبود هایی که غالبا غیر سیاسی اند و سوق امکانات کشور در جهت رفع ان؛ به طور نا گزیری به طرف یک جامعه دموکراتیک پیش خواهیم رفت.اگر در نیروهای حاکم ترس از مخالفین وترس از از دست دادن قدرت وجود نداشته باشد ،مطمئنا جای انسان های نا کارآمدی که اکنون فقط ملاحظات سیاسی ان ها را بر اریکه قدرت نشانده است ،نیرو های عاقل تر وبا تجربه تر خواند نشست.هم اکنون بسیاری از متخصصین ونیروهای زبده که هزینه زیادی را کشور برای کارآمدیشان پرداخته است به خاطر مخالفت با سیاسیت های حاکم یا خانه نشیند ویا در جایگاه واقعی شان نیستند والبته تجربه ثابت می کند در سیاست خارجی جناح راست در فضای یک دستی به سرعت به طرف جلب موافقت جهانی پیش خواهد رفت.ما در بسیاری از شاخص های زندگی معمولی از کشور های فقیر جهان عقب تریم .شعار های ازادی و دموکراسی برای ایران مانند نقش نگاردر خانه ویران است .خانه از پای بست ویران است ///خواجه در فکر نقش ایوان است.

 

 

        موضوع:     نويسنده: سعبد قائدی  

  ایینه
 یا رفیق

دکتر شریعتی :«کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت!چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم و تازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در خودش وجود داردمولانا در

فیه مافیه :فیلی را کنار چشمه اوردند ،همین که چهره وحشتناک خود را در اب دید فرار کرد...                                   

        موضوع:     نويسنده: سعبد قائدی  

  دهکده جنگی جهانی

هو الرفیق

بعد اززلزله  فروپاشی شوروی ، بیش وپیش از ان که بلوک شرق در ستون های بر پا شده ازدیسیپلین  گیچ کننده پلیسی-امنیتی به ارث رسیده از نظم خشن استالینی تکانه ای حس کند ،این میلیتاریست های جهانی به رهبری امریکا بودند که نابودی خود را با پاک شدن تدریجی غول هراسناک انهدام هسته ای جهان بدست کمونیست هااز ذهن مردم جهان، در پیش روی خود مجسم یافتند.شیرازه سروری امریکا وپاسداری اسرائیل در منطقه حساس خاور میانه در نا امنی جهانی قابل تعریف است ؛با این وضعیت همه جهان سرمایه داری خود را نیازمند وجود حضورقدرت فایقی که در صورت لزوم هر گردن کش بین المللی را که امنیت سرمایه را به خطر اندازددر جای خود بنشاند ، احساس می کند ."امنیت استمرار یافته جهانی  پلیس امنیت را به پلیس انتظامی ونیروهای نظامی وهسته ای را به نیروی انتظامی تنزل می دهد" این روند به تدریج شانه های  کشور های توسعه یافته را از شر پوتین های نظامی آزاد وهمگان را در امر حفظ امنیت شریک می کند. مورد دیگری که نوید صلح فراگیر را در جهان می دهد پر رنگ شدن نقش سازمان های جهانی با کارکرد های اساسی اقتصاد و فرهنگ است .کشورها درالغاء وبی اثر کردن حق حاکمیت ملی شان در اصرار بر عضویت در سازمان هایی مانند WTO،… FIFAگوی سبقت را از هم ربوده اند ؛طبیعی ست قوانین حاکم بر این سازمان ها نمی تواند جامع همه قوانین اساسی کشور های عضو باشد .از سوی دیگر بحث های نظری که علومی مانند جغرافیای ژنتیکی  آن را مدد می کند اصرار بر ملیت خاص را کم رنگ تر از همیشه می کند ونوید آرامش نوع بشر و دوری از تعصبات قومی ومنطقه ای می دهد.با این اوصاف آیا 1-آیا اسرائیل و امریکا بدون توجه به اینکه ایران هیچ برنامه ای برای تولید سلاح اتمی ندارد برای دست یابی ایران به بمب هسته ای روز شماری نمی کنند؟2-در رویای امریکا هزینه رقابت تسلیحاتی که کمر شوروی را شکست و25 درصداز تولید نا خالص ملی را می بلعید،باید ایران وجبهه تازه سازمان یافته ای بپردازند که کم ترین خطر را می تواند داشته  باشد(شوروی بر پایگاه هایش در کوبا  کره و اروپای شرقی کاملا مسلط بود) 3-اینک جهان شاهد مماشات امریکا در بسیاری ازنقاط درگیری با مخالفانش است.  جبهه های نا امنی مانندعراق، افغانستان واخیرا پاکستان ،گرجستان و...را نمی شود به حسا ب ساده لوحی و حماقت امریکا گذاشت ؛این با منطق سیاست پیچیده بین الملل به سادگی حل نمی شود 4-بنا بر این تحلیل آیا حرکت های استشهادی القاعده وبمب گذاریهای گروه طالبان ودیگر گروه های مسلحانه، جهان را به  فضای آرمانی نظامی گری سوق نمی دهد 5-جبهه گیری اسلام ومسیحیت که رفته رفته به جبهه درگیری مسلحانه تبدیل می شود از کدام کانون نشات می گیرد؟ تحریک احساسات مسلمانان که درغرب و بر خلاف نص صریح منشور حقوق بشر صورت می پذیرد به نیروگیری گروه هایی که عمدتا امریکا در ایجادشان نقش پایه ای داشته است،برای انجام عملیات تروریستی کمک شایانی می کند6-آیا اسرائیل و امریکا واقعا در حمله به لبنان ناتوان بودند؟آیا قدرت حزب الله لبنان از ارتش جنگ آزموده وکاملا مجهز عراق قوی تر بود؟ آیا قدرتمند نشان دادن حزب الله لبنان به ترس جهان سرمایه داری(حتی چین)ازسیطره اسلام (با ذهنیت ترور واستشهاد که غربی ها تبلیغ می کنند)بر منابع انر ژ ی خاور میانه ونهایتا حمایت از اسرائیل و چشم پوشی از جنایات این حکومت نمی انجامد.  7-آیا شعار های ما مبنی بر نابودی کامل اسرائیل از نقشه جهان کمکی نیست به سیطره نظامیان در موجه نشان دادن حضور ناتو وامریکا واسرائیل در صحنه بین الملل و مظلوم نمائی اسرائیل؟   

        موضوع:     نويسنده: سعبد قائدی  

  به مناسبت سالگرد جنگ
یا رفیق

 (این مطلب را از یک وبلاگ در اینترنت ربوده ام به نام درد عشق )...امروزیک ۳۱ شهریوردیگر هم گذشت برای من که درتمام دنیا هیچ لذت وخوشی به اندازه خاطرات خالصانه زمان جنگ لذت بخش نیست یاد آور دوستان زنده وشهیدی ست که فکر نمی کنم تا زمانی که زنده هستم ازلوح ذهنم محو شود .فقط ذکر یکی شان چندی ست جلو چشمانم رژه می رود :تیر ۱۳۶۵ قبل ازعملیات کربلای یک (آزادسازی شهر مهران) به عنوان روحانی به لشکر ۲۷ حضرت رسول اعزام شدیم ابتدا به گردان (فکر می کنم) امام سجاد  رفتم هنوز یک نماز نخوانده بودم شنیدم یکی از دوستانم (صفر خانی)که اون هم مثل خودم بچه طلبه بود در گردان شهادت حضور دارد وبرادرش فرمانده گردان است(روحش شاد همان جا شهید شد)  واز همه با حال تر قرار است گردان شهادت خط شکن باشد...خلاصه با پارتی بازی نماز ظهر وعصرم شد اولین واخرین نماز در ان گردان و رفتیم به شهادت(خوب معنی رانت و رابطه را دقت کنید ...)رمز شروع عملیات فکر می کنم یا ابا الفضل العباس بود ولی اسم شب را کاملا یادم هست "چپیه ات چه رنگیه"ودر جواب هم باید همین را می گفتی والا به عنوان عراقی تق تق و...رسیدیم میدان مین بچه های تخریب ظاهرا شهید شده بودند من همان جا یک ترکش به گوشم اصابت کرد وفردای ان شب وقتی عمامه را از زیر لباسم بیرون اوردم ودور سرم بستم خیلی فتوژنیک بود صورت خونی با عمامه  احساس می کردم کارخیلی مهمی کردم تو فضای فداکاری کیفی بودیم که گردان مان بعد از اتمام ماموریتش برگشت ان زمان بود که من کیف ایثار از کله ام پرید وقتی دیدم یک کودکی از خودم کوچک تر توی رانش یک گلوله مانده و از شب اول عملیات حتی حاضر به گفتن اخ نشده که نکند اعزامش کنن به عقب و ازادامه عملیات جا بماند.حالا شما می توانید بگید درد گلوله بیشتره یا درد عشق .

        موضوع:     نويسنده: سعبد قائدی  

  علی
یا رفیق

سلام    اجازه بدید قبل هر تسلیتی تبریک بگم به مناسبت باز شدن در های رحمت الهی بر نوع بشر وبالاخص عباد وبند گان صالحش وفرصتی که خداوند جهت بازسازی شیوه ی زیستن به ما عطا کرده است.این ایام وشب ها با شهادت مردی بزرگ قرین است .علی را من در معرفی خدایش وشیوه نیایشش منتی بر تمام آدمیان تا اخرین غروب زمین می دانم.علی عشق را در خود متبلور ساخت وشد مجسمه عاشقی نه از دوزخ حساب برد ونه از بهشت .نه برای حکومت بر خلق عوام فریبی کرد ونه اندک تکانه ای در قلبش از غم وترس از دست رفتن ریاست وخلافت افتاد و نه کسی را به بهانه مخالفت با حکومت از حقوق اجتماعی محروم کرد تنها زمانی که گرگان قصد حق وحقوق محرومان کردند شمشیر از نیام کشید و برای ادامه ریاست اندک باجی به گرگان نداد .صد حیف که اسمش بر سر زبان ها وافکار واندشیه اش از ما غریب است .اینجا را من تسلیت می گویم.

        موضوع:     نويسنده: سعبد قائدی  

  با صدا فکر کن
یارفیق                                                                                                                                                                ادم ها در برداشت عرفا اسباب تجلی اسماء وصفات بی انتهای خداوند در عالمند و ممکن است بر شخصی حالاتی پدیدار شود که نه از روزنخست خلقت انسان برای کسی حادث شده باشد ونه در اینده بر کسی پدیدار شود. در جوامع متمدن امروزی نیز فضای شخصی هرکس را به جغرافیای شخصی تعبیر کرده اند(برای اولین بار دیوید ویدنتال این اصطلاح را بکار برده است) و دست یازیدن به ان را خرد جمعی می گویند . هر چه نمایان تر بهتر. بنا براین اگر هر کسی نه اینکه شاعر باشد ویا نویسنده حرفه ای ،فقط انچه بر وی می گذرد بنویسد و پیرامونش با همان حال و هوای کاملا خاص خودش توضیح دهد ،گنجینه ی گرانبهائی از تجربیات ناب وبی بدیل انسانی تدوین شده است ومی توان به اینده امید وار تر بود.  در بسیاری از وبلاگ ها می بینم دوستان خوب وپر کارم از کتاب هاوروایت های تاریخی  استفاده می کنند که بعضا منبع و ماخد معلومی ندارند.من زحمت این عزیزان را بی هوده نمی دانم اما مثل این می ماند که استاد دانشگاه را به کارگری ببری .فقط اسراف است. 
        موضوع:     نويسنده: سعبد قائدی  

  محبت

سقفي كه هيچ گاه فرو نريخت

وقتي گروه نجات ، زن جوان را زير آوار پيدا كرد او مرده بود اما كمك رسانان چيني زير نور چراغ قوه ، چيز عجيبي ديدند....

همه خاطره هاي مردم چين از روز دوازدهم مه 2008 (23 ارديبهشت 87) تيره است اما آنان ديگر نمي خواهند وحشت خود در آن زمان را مرور كنند.

زلزله زدگان فقط مي خواهند لحظه هاي جاودان را به ياد بياورند. نام هاي قهرمانان بي نشان ، معمولي هستند اما يادشان تا ابد در تاريخ چين باقي خواهند ماند. زندگي آنها در گذشته عادي بود اما پس از فاجعه سي چوان خيلي ها تبديل به قهرمان شدند. شايد اين ديگر براي خودشان روشن نباشد كه چه كاري انجام دادند، اما حماسه هايي كه آفريدند همگي مردم چين را تحت تاثير خود قرار داده است.

وقتي گروه نجات ، زن جوان را زير آوار پيدا كرد او مرده بود اما كمك رسانان زير نور چراغ قوه ، چيز عجيبي ديدند. زن با حالتي عجيب به زمين افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زير فشار آوار كاملا تغيير يافته بود. ناجيان تلاش مي كردند جنازه را بيرون بياورند كه گرماي موجودي ظريف را احساس كردند. چند ثانيه بعد، سرپرست گروه ، ديوانه وار فرياد زد: بياييد، زود بياييد! يك بچه اينجا است. بچه زنده است. وقتي آوار از روي جنازه مادر كنار رفت دختر سه - چهار ماهه اي از زير آن بيرون كشيده شد. نوزاد كاملا سالم و در خواب عميق بود. گزارش ايسكانيوز مي افزايد ، او در خواب شيرينش نمي دانست چه فاجعه اي وطنش را ويران كرده و مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود قرباني شده است.

مردم وقتي بچه را بغل كردند، يك تلفن همراه از لباسش به زمين افتاد كه روي صفحه شكسته آن اين پيام ديده مي شد: عزيزم، اگر زنده ماندي، هيچ وقت فراموش نكن كه مادر با تمامي وجودش دوستت داشت.(ايسكاينيوز).

        موضوع:     نويسنده: سعبد قائدی  

  خلقت وضیافت

هو الرفیق

خود را در آینه عاشقی و معشوقی بر خود عرضه کرد و حسن خود را بر نظر خود جلوه داد.ازروی ناظری و منظوری  نام عاشقی ومعشوقی پیدا امد"( فخر الدین عراقی ،لمعات .انشارات مولی1363.ص 49) روح الهی در قالب حیوان دمیده شد .ظاهرا منطقی به نظر نمی رسید(ظرفیت عشق ورای منطق است) فرشتگان الهی که کاملا منطقی خلق شده بودند اعتراض کردند که این چه موجودی است که در شکل و صورت با بهایم و حیوانات یکی است وقرار است جانشین وخلیفه خدا بر روی زمین شود.خداوند فرمود چیز هائی است که شما نمی دانید و به انان عظمت انسان را نشان داد.نمی دانم شاید اول به انان مهربانی ابراهیم را داد و گفت حالا اسماعیل را با دست خودت قربانی کن یا شاید همچون یوسف شرایط سختی برایشان فراهم اورد وشاید محمد را به ایشان نشان داد که دندان شکسته اش را به خدا نشان می داد و می گفت خدا مردمانم را به راه راست هدایت کن  ...هر چه بود فرشتگان به درگاه الهی به سجده افتادند و گفتند خدایا تو میدانی وما نمی دانیم....و خدا به انسان که عزیز خدا بود گفت هر چند روزی را از خوردن و اشامیدن و شیوه حیوانی  دست بکش تا با روحی که از روز نخست در تو دمیده ام بیشتر مانوس شوی .این شد که رمضان را ماه ضیافت الهی نامیدند تا کام بگیرد از انچه بهایم در دنیا ان را درک نمی کنند نه چها رپایان و نه دو پایان...

        موضوع:     نويسنده: سعبد قائدی  

درباره وبلاگ
اشتباه حق ادمیان است ... و بازسازی ان را تبدیل به خال زیبای صورت انسان می کند...وگر نه سیاهی همه جا را می گیرد

آخرين مطالب
» ستم نخواهد ماند
» دموکراسی یا پیشرفت؟
» ایینه
» دهکده جنگی جهانی
» به مناسبت سالگرد جنگ
» علی
» با صدا فکر کن
» محبت
» خلقت وضیافت

آرشيو
مرداد 1388
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387

 

آرشیو لینکهای روزانه

بخش ویژه

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS
site map site map ror html site map
Add to Technorati ..............................

نام شما:

ايميل شما:

Powered by WebGozar

....................................
JavaScript Codes

designe rihts reserved

<-blogid->

سعبد قائدی

<-blogid->

http://bazgara.blogfa.com

بازسازی

بازسازی

بازسازی

اشتباه حق ادمیان است ... و بازسازی ان را تبدیل به خال زیبای صورت انسان می کند...وگر نه سیاهی همه جا را می گیرد

بازسازی

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog