|
|
 |
|
 |
|
هو الرفیق
مقدمتا
این نکته را متذکر می شوم که نوشته حاضر به هیچ وجه نگاه جناحی به وقایع ندارد به نظر نگارنده نگاهی ست واقعی به وضع موجود که در به وجود امدن ان هیچ کس را نمی توان مقصر دانست.وضع موجود ما میراث گذشتگان ماست.عمل کرد امروز ما میراث ما برای ایندگان است! زمان زیادی به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران باقی نمانده است. رویداد بزرگ مشارکت مردم در اداره امورسیاسی کلان کشور در همه کشور هائی که توسط مردمان آگاه و فرهیخته تشکیل شده است اعم از کرسی های مجلس و ریاست جمهوری از مهمترین،اساسی ترین و برای حفظ وبسط دموکراسی، حیاتی ترین واقعه آن کشور هاست.روند کاندید شدن افراد از میان مردم همان کشور ها عبور می کند و سعی همه در نامزد شدن نخبگان،فرهیختگان،وخبرگان اداره امور ومملکت داری ست.تقریبا در همه مدل های دموکراسی، احزاب کار شناسائی افراد واجد شرایط را سهل وآسان می کنند.کاندیداها نمی توانند مردم را غافلگیر کنند زیرا اس واساس برنامه ها وشعار های انتخاباتی از قبل بر سردر هر حزب نقش بسته است.اختلاف نظرات میان کاند یدهای یک حزب، معتنابه نیست (بدون جایگاه حزبی). مثلا بر خلاف باور عمومیت یافته "تفاوت اوباما با سایر اعضای حزب دموکرات درامریکا"وی کاملا با سیاست های پیشینیان هماهنگ ا ست .اگر قرار است تغییری رخ دهد این تغییررا باید در موضع حزب دموکرات جستجو ومورد تحلیل قرار داد نه در رنگ پوست ،تبار افریقایی ،دین اجدادی ویا سایر خصوصیات فردی رئیس جمهوری امریکا . درغیر صورت، یعنی وجود هرج ومرج در بزرگترین واحد سیاسی با شعار آزادی وعقلانیت در جهان معاصر،یعنی بحران مدیریت وسیاست در امریکا که صد البته از هر سونامی اقتصادی بد تراست. واما انتخابات ریاست جمهوری درایران مانند بسیاری از رویداد های معمول تا اخرین لحظه هیچ قطعیتی را به همراه ندارد .از میان محافظه کارن واصلاح طلبان هنوز حزبی که بشود به ان شخصیت حزبی داد بر نخاسته است.جبهه بندی ها عموما بسته به موقعیت ها به سرعت در حال تغییر است .بسیار کسان ،چون اقبال عمومی را درمیان مردم اصلاح طلبی یافته اند ،بر طبل آن کوبیده اند؛ پس ازکسب رای و انتخاب شدن بنا به مصالح کاملا شخصی به اردوی مخالف پیوسته اند و بالعکس.با توجه به سیطره بیشتر محافظه کاران بر ارکان قدرت در کشور زمانی که دولت اصلاحات به افول گرایید ابتدا بسیاری از اصلاح طلبان در بدنه دولت سعی خود را در جلب نظر دولت نهم در حفظ وبقایشان گماردند و پس از نا امیدی دم بر نیاوردند که مبادا ازاین بدتر شود و مثل معروف این ستون تا ان ستون را فرجی ست. با این وصف سخن من با ان دسته از وطن دوستان و خالصان از جبهه اصلاحات است که سال ها در راه ایده اصلاح در امور کشور و دغدغه استیلای مردم ، درراه شکوه وسر بلندی کشور هر سختی و نا ملایمت را بر خود گوارا کرده اند . می پرسم با کدام چشم انداز به راه افتاده اید ؟. کدام جامعه ایده ال شماست ؟.تا کنون از خود پرسیده اید در کشوری که عموم مردم با یک شایعه یک شبه همه از خانه بیرون می آیند و عکس خیالی خودشان را در ماه می بیند و باور می کنند ،می خواهید به کجا بروید؟آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید در جامعه ای که یک شیاد و کلاه بردار(علی اکبری) تقریبا همه اقشار مردم از بی سواد تا دکتر و قهرمان ملی ورئیس مجلس را فریب می دهد، می خواهید به کجا بروید؟آیا بهتر نیست کماکان یکی از همین جنس بر مقدرات قوم حاکم شود؟ من به آقای خاتمی می گویم :شمادر این اشفته بازار چه کاری می توانید بکنید جزبرانگیختن بسیاری از مخالفان تان در حرام کردن نیرو وتوان کشور در مخالفت های خصمانه.
تجربه کره جنوبی وکشور های مشابه نشان می دهد ،اگر به جای دنبال کردن مطالبات سیاسی و دغدغه های دموکراسی، اهتمام اول نیروهای فعال کشور بهبود معضلات ریشه دار عدم بستر مناسب در پذیرش جامعه مدرن ،رشد وتوسعه اقتصادی،حقوقی ،واموزشی فرهنگی (هر چند بخش فرهنگ اکنون تحت شعاع سیاست قرار دارد)و یافتن کمبود هایی که غالبا غیر سیاسی اند و سوق امکانات کشور در جهت رفع ان؛ به طور نا گزیری به طرف یک جامعه دموکراتیک پیش خواهیم رفت.اگر در نیروهای حاکم ترس از مخالفین وترس از از دست دادن قدرت وجود نداشته باشد ،مطمئنا جای انسان های نا کارآمدی که اکنون فقط ملاحظات سیاسی ان ها را بر اریکه قدرت نشانده است ،نیرو های عاقل تر وبا تجربه تر خواند نشست.هم اکنون بسیاری از متخصصین ونیروهای زبده که هزینه زیادی را کشور برای کارآمدیشان پرداخته است به خاطر مخالفت با سیاسیت های حاکم یا خانه نشیند ویا در جایگاه واقعی شان نیستند والبته تجربه ثابت می کند در سیاست خارجی جناح راست در فضای یک دستی به سرعت به طرف جلب موافقت جهانی پیش خواهد رفت.ما در بسیاری از شاخص های زندگی معمولی از کشور های فقیر جهان عقب تریم .شعار های ازادی و دموکراسی برای ایران مانند نقش نگاردر خانه ویران است .خانه از پای بست ویران است ///خواجه در فکر نقش ایوان است.
|
|
موضوع:
نويسنده: سعبد قائدی
|
 |
|
 |
|
|
 |
|
اشتباه حق ادمیان است ... و بازسازی ان را تبدیل به خال زیبای صورت انسان می کند...وگر نه سیاهی همه جا را می گیرد |
 |
|